
سلام.بالاخره نسخه دوم آزمایشی فروشگاه ورزشی پروساکر بالا آمد.نظرتان را درباره نسخه دوم سایت در بخش نظرسنجی ثبت کنید و ما را در ارائه هرچه بهتر نسخه اصلی سایت یاری دهید.نسخه اصلی سایت با مطالبی جذاب و قالبی عجیب!!! بزودی راه اندازی خواهد شد.پس منتظر باشید...
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید های این ماه :
بازدید های ماه قبل :
كل بازدیدها :
آخرین بازدید :
كل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
زمان ایجاد صفحه : 7 ثانیه
زندگینامه اسطوره های فوتبال جهان
آخرین قیمت ستارگان فوتبال جهان
تاریخچه کامل لیگ ایران از آغاز تا امروز
تاریخچه تیم ایران از آغاز تا امروز
معرفی برترین تیم های ملی اروپا
* آونوس , پرتال سرگرمی و تفریحی* (-)
سایت تخصصی داوری فوتبال و فوتسال (-)
دایرکتوری تبادل لینک ایران (-)
کسب درآمد رایگان و مادام العمر برای شما
PRO SOCCER ACADEMY
مسابقات جام آزادگان - سال 1379
قهرمانی اساطیری استقلال

باز هم كاهش در تعداد تیمها!!! لیگ دهم آزادگان در سال 79 با شركت 12 تیم از پنج شنبه سیزدهم مرداد ماه 1379 آغاز و تا پنج شنبه سی ام فروردین ماه 1380 به طول انجامید.12 تیم در یک گروه بصورت رفت و برگشت با هم بازی کردند و مسابقات 22 هفته طول کشید.در کل 132 بازی برگزار شد و بطور میانگین 2/4 گل در هر بازی به ثمر رسید.نهایتا استقلالی ها با 50 امتیاز و بالاتر از پرسپولیس 46 امتیازی به مقام نخست دست یافتند تا آخرین جام این مسابقات به کلکسیون افتخارات این باشگاه اضافه شود.آنها با 52 گل زده بهترین خط حمله لیگ را نیز دارا بودند تا جایی که با برد شش بر یک مقابل استقلال رشت پر گل ترین بازی لیگ امسال را رقم زدند.استقلال با 15 برد و 2 باخت از 22 بازی یك قهرمانی با اقتدار و ایدهآل را در این سال به دست آورد.
در تركیب استقلال قهرمان، هادی طباطبایی، پرویز برومند، محمد نوازی، جواد زرینچه، ستار همدانی، علیرضا نیكبخت، یدا... اكبری، سیروس دین محمدی، علیرضا اكبرپور،علی سامره، محمود فكری، فرهاد مجیدی، مهدیهاشمینسب، سهراب بختیاریزاده و... با مربیگری منصور پور حیدری حاضر بودند.
تیمهای آخرین لیگ آزادگان عبارت بودند از:
استقلال ، پرسپولیس ، سایپا ، ذوبآهن ، پیكان ، پاس ، سپاهان ، فولاد ، فجر شهید سپاسی ، استقلال رشت ، برق شیراز ، تراكتورسازی.
در مسابقات لیگ دهم، مهدیهاشمینسب و علی سامره از تیم استقلال و علی كریمی از پرسپولیس بهترین بازیكنان سال انتخاب شدند.
بهترین گل زنان این دوره را نیز رضا صاحبی (ذوب آهن) با 14 گل ، علی سامره (استقلال تهران) با 13 گل ، رضا استواری (ذوب آهن)، امیر وزیری (فجر سپاسی) و امیرحسین سلامی بخش (استقلال رشت) با 8 گل و بهروز رهبری فرد (پرسپولیس) فرامرز فاطمی (فجر سپاسی) با 7 گل تشکیل میدادند.
از سوژه های جالب این دوره میتوان به گل مهدیهاشمینسب به عابدزاده در داربی برگشت اشاره کرد.بازی دی ماه سال 79 پرسپولیس و استقلال كه طی آن دو تیم به تساوی دو بر دو برابر هم دست یافتند مهدیهاشمینسب به احمدرضاعابدزاده گل زد كه آن دیدار معروفترین بازی این سال بود.هاشمینسب قبلا با پیراهن پرسپولیس چهار گل به تیم استقلال زده بود!
همانگونه که گفته شد دوره دهم آخرین دوره برگزاری جام آزادگان در سطح اول فوتبال ایران بود و پس از آن از اوایل دهه ۸۰ شاهد برگزاری لیگ حرفهای در ایران بودیم.
.
مسابقات جام آزادگان - سال 1378
ادامه سلطه پرسپولیس با سلطان

در لیگ سال 78، یعنی لیگ نهم آزادگان، از تعداد تیمهای حاضر در لیگ كاسته شد. 14 تیم در این رقابتها شركت داشتند.
پرسپولیس ، استقلال ، فجر شهید سپاسی ، سپاهان اصفهان ، ذوبآهن ، تراكتورسازی ، پاس ، بهمن ، سایپا ، فولاد ، ابومسلم ، صنعت نفت ، چوكاتالش ، ایرسوتر نوشهر تیم های حاضر در لیگ نهم آزادگان بودند.
مسابقات از بیست و دوم مرداد ماه 78 شروع شد و به چهارم خرداد ماه 79 ختم شد.(مسابقات در 26 هفته برگزار شد.)پرسپولیس که در این فصل نیز شانس نخست قهرمانی به شمار میرفت همچنان نامش لرزه بر اندام سایر تیم ها می انداخت.
بازیکنانی مثل احمدرضا عابدزاده، داوود فنایی، علی انصاریان، مهدیهاشمینسب، بهروز رهبریفردا، علیرضا امامیفر، اسماعیل حلالی، محمد برزگر،هادی مهدویكیا، حمید استیلی، بهنام سراج، ادموند بزیك، افشین پیروانی، علی كریمی، حامد كاویانپور و... با مربیگری علی پروین از پرسپولیس تیمی ساخته بودند که 23 بازی بدون باخت صدر جدول را رها نمیکرد.پرسپولیس آنقدر امتیاز جمع كرده بود كه دیگر نیاز به برد نداشت، نفت هم در لبه پرتگاه بود. هفته بیست و چهارم بدون علی پروین و با هدایت ناصر ابراهیمی تیم پرسپولیس به آبادان رفت و سه بر صفر در گرمای جنوب بازی را باخت. حد نصاب عجیبی در لیگ ایران برای یك تیم بدون باخت ثبت شد و اگر پروین میخواست این ركورد ادامه هم پیدا میكرد.
مهاجمان پرسپولیس با 45گل بهترین لقب بهترین خط حمله لیگ را تصاحب کرده بودند.بیشترین برد (15 برد) و کمترین باخت ( 2باخت) هم از آن قرمزها بود.با همه این تفاسیر تیمی بجز پرسپولیس نمیتوانست قهرمان باشد.چهارمین قهرمانی پرسپولیس در جام آزادگان و هفتمین قهرمانی آن ها در لیگ ایران در چهارم خرداد ماه 79 رقم خورد تا بار دیگر پرسپولیس حسرت انصراف اجباری از لیگ در سال 76 را بخورد.اگر پرسپولیس در آن سال انصراف نمیداد به طور حتم قهرمان میشد و با پنج قهرمانی پیاپی در لیگ رکورردی جاودانه را در فوتبال ایران و آسیا رقم میزد.
بازی روز دوم مهر ماه سال 78 یكی از نبردهای خاطره انگیز این سال بود. در این بازی پرسپولیس با دو یار اخراجی برابر حریف با نتیجه صفر - صفر مساوی كرد.
در مسابقات لیگ نهم آزادگان بار دیگر علی كریمی و مهدیهاشمینسب جزو بازیكنان برتر و نخبه بودند، البتههادی طباطبایی، دروازهبان استقلال هم یكی از مردان برتر این سال بود و با عکس العمل های دیدنی خود از عوامل اصلی نائب قهرمانی استقلال بود.
.
مسابقات جام آزادگان - سال 1377
«پرسپولیس بد جوری قهرمان میشود!»

لیگ هشتم آزادگان در حالی از شهریور 77 آغاز شد که هنوز تب جام جهانی در ایران فروکش نکرده بود.تیم ملی ایران در دومین حضور خود در جام جهانی پس از یک برد قاتع مفابل آمریکا به کشور باز گشته بود که در این مجال فرصت پرداختن به جزئیات بیشتر وجود ندارد.(اطلاعات کامل پیرامون تیم ملی ایران و حضور در جام جهانی 98 و ... در بخش تاریخچه تیم ملی موجود در آرشیو سایت موجود است) .پرسپولیس ، استقلال ، سپاهان ، سایپا ، پاس ، چوكا ، فولاد ، ابومسلم ، صنعت نفت ، فجر شهید سپاسی ، تراكتورسازی ، ذوبآهن ، ملوان انزلی ، شهرداری تبریز، پلی اكریل و بانك ملی تهران لیگ هشتم را تشکیل میدادند.
در این بین پرسپولیس که فصل گذشته قهرمانی حتمی خود را فدای تیم ملی کرده بود در این فصل میتوانست با حضور همه ملی پوشان خود در بازی ها کولاکی به پا کند.سلطان از هفته چهارم به عنوان مدیر فنی و از هفته پنجم به عنوان سرمربی به فوتبال و پرسپولیس برگشت اما پس از باخت یك بر صفر به سپاهان در اصفهان (كه با پنالتی هدر رفته عابدزاده همراه بودم پروین به خبرنگاران گفت: «پرسپولیس بد جوری قهرمان میشود!» همین هم شد و پرسپولیس ناگهان 14 بازی پشت سر هم را با برد ادامه داد.از همان هفته نخست همه پرسپولیسی ها منتظر داربی روز 22 آبان بودند تا شاهد انتقام خونین قرمزها از آبی ها باشند.استقلال که در لیگ هفتم آزادگان جام را از پرسپولیس هدیه گرفته بود میدانست سرخپوشان با همه توان خود برای انتقام آماده میشوند.سرانجام روز 22 آبان 77 روز دیدار خاطرهانگیز سرخ و آبی فرا رسید.دیداری كه پرسپولیسی ها از همان ابتدا دروازه آبی ها را توپ باران کردند و اکثر دقایق بازی یکطرفه بود تا جایی که ناصر حجازی سرمربی وقت استقلال بعد از بازی دچار سکته شد! استقلالی ها شانس آوردند که یک گل از پرسپولیس دریافت کردند.با هر حال همانطور که پیش بینی میشد ،مسابقات در خرداد سال 78، با قهرمانی پرسپولیس به پایان رسید. این قهرمانی، ششمین قهرمانی پرسپولیس در لیگ ایران بود، سرخپوشان با 65 امتیاز در لیگ 16 تیمی، ركورد امتیاز را در عرصه این رقابتها شكستند.
در تركیب قهرمان این نفرات حاضر بودند: احمدرضا عابدزاده، داوود فنایی، یحیی گل محمدی، افشین پیروانی، بهروز رهبریفرد، علی انصاریان، رضا شاهرودی، نعیم سعداوی، مهدی مهدویكیا، علی كریمی، نادر محمدخانی، حمید استیلی، علیرضا امامیفر، اسماعیل حلالی، ادموند بزیك، بهنام سراج، هادی مهدویكیا و...
با مربیگری علی پروین
در لیگ هشتم آزادگان،نفراتی چون احمدرضا عابدزاده، علی كریمی و مهدیهاشمی نسب بهترین بازیكنان لیگ بودند. جالب است هر سه بازیكن مورد اشاره از تیم فوتبال پرسپولیس بودند.
.
حضرت ارباب سلام...

می خواهم برای یکبار هم که شده حرف هیچ کس غیر از خدا را گوش نکنم .
می خواهم این بار از هیچ بنی آدمی ، رب النوع نسازم .
می خواهم از عقلم و قلبم ( حتی برای یکبار هم که شده ) درست استفاده کنم .
اصلا می خواهم از خود سیدالشهدا ع بپرسم ، که به این همه حیرانی ام پاسخی باشد :
حضرت ارباب ،حسین ابن علی ابن ابیطالب ع ، سلام !
آقای من ! مدتهاست که مردم کشورم از بسیار وقایع گله مندند . از فقر ، از فساد ، از تبعیض ، از دروغ . . . ( شما که بهتر می دانید ) .
مدتی پیش در همین مملکت انتخاباتی شد ، عده ای از مردم کشورم به نتیجه ی این انتخابات معترض بودند . تصورشان بر تقلب بود . آرام و بی صدا به خیابان ها آمدند و اجتماع کردند . نه فحش دادند ، نه بی ادبی کردند و نه به بیت المال آسیب رساندند ( شما که بهتر می دانید ) .
بعد زعیمان کشورم پاسخ دادند که " بررسی شد و نتیجه اینکه همه چیز صحیح و خارج از قلب و تقلب بوده است . "بعضی هامان مجاب شدیم ، اما بعضی دیگرمان قانع نشدیم و به خیابان ها آمدیم .
این بار دیگر بیرون آمدنمان جرم شد . کتکمان زدند ، حبسمان کردند ، شکنجه مان دادند و حتی خونمان را ریختند ( شما که بهتر می دانید ) .
صدا و سیمایشان تا میتوانست علیه تظاهرات روز یکشنبه بد گفت و بد گفت و بد گفت و تمامی آشوب ها را به گردن ما انداخت و پس از آن تا میتوانست از راهپیمایی روز چهارشنبه خوب گفت و خوب گفت و خوب گفت تا جایی که خود من هم ... .
آقای من آن ها به بهانه واکنش به حتک حرمت عده ای به شما در روز عاشورا مردم فریب خورده را به خیابان ریختند تا فقط و فقط و فقط از منافق خودشان دفاع کنند نه چیز دیگری.آیا این کار آن ها همان قرآن بسر نیزه کردن سپاه کفر در جنگ صفین که بسیاری از مسلمانان سست ایمان را فریب داد نیست؟ ( شما که بهتر می دانید ) .
و حالا هم تا میتوانند در نماز جمعه هایشان فقط امثال جنتی ها و خاتمی ها را میاورد که فقط با یک چشم به قضیه مینگرند و در حکم ناعدالتی هرچه از دهانشان در می آید علیه ما می گویند تا جایی که رنگ سبز اهل بیتتان را سبز عموی میدانند و در شعارهایشان بارها آن را تکرار میکنند... (واقعا گستاخی تا چه حد....)
و حالا هم که مراجع تقلید ما را دانه دانه تبعید میکنند ( شما که بهتر می دانید ) .
آقای من ! خواهش می کنم صاف و صریح به من و ما بگو که اگر شما بودید ، کاری می کردید که قانع شویم یا ما را کتک می زدید ؟ دوباره و سه باره و صدباره با ما حرف می زدید یا حبسمان می کردید ؟ داور مرضی الطرفینی می گذاشتید برای تشکیک های ما یا حکم می کردید که اشخاص مورد وثوق شما (و نه مورد وثوق طرفین) مسئله را پیگیری کنند ؟
آقای من تو را به خدا بگو شما چه می کردید ؟
قصه به اینجا ختم نشد ( شما که بهتر می دانید ) .
هی تکرار و تکرار و تکرار تا اینکه ظهر عاشورا شد ، روز عزای شما .
جماعتی که قانع نشده بودند ، دوباره بیرون آمدند . آگاه و نا آگاه ، با سواد و بی سواد ، هوشیار و مست
ناگهان عده ای ( و البته نه همه ) در ظهر ارتفاع ادب ، بی ادبی کردند . سوت زدند ، کف زدند ( یا هر چه که صدا و سیما می گوید ) . جماعت زور هم ، هر که را بغضی داشت ، زدند و بستند و خفه کردند . حتی دوباره خون ریختند ( شما که بهتر می دانید ) .
آقای من ! حالا چند روز است که این سوال طاقتم را برده .
کدام بد است و کدام بدتر ؟ کف زدن یا خون ریختن ؟ سوت زدن یا شکنجه دادن ؟ سوال کردن یا بی پاسخ گذاشتن ؟ . . .
آقای من ، ارباب من ، حضرت معشوق !
وقتی اشاره ی شما را به سیره ی مکتوب آل الله ( و نه تاویل ها و تحلیل ها ) می بینم و می خوانم ، پاسخم را می فهمم . وقتی می خوانم که جاهلی در مسجد به حضرت پدرتان ( امیر المومنین علی ع ) بی ادبی می کند ( و اصحاب قصد برخورد دارند ) حضرت مولا (ع ) عتاب می کنند که " او تنها یک فحش داده و قصاصش همان یک فحش است و البته گذشت بهتر است ".
وقتی می خوانم که جاهل تری بر سر اشرف انبیا و اولیا ( رسول مهربانی و کرامت ) زباله می ریزد و او در هنگام بیماری اش به عیادت می رود ، از این همه سوال که از شما پرسیدم خجالت می کشم .
آقای من ! از این که صبور و آرام به این همه گستاخی و بی ادبی ام ، گوش دادی و اجازه ندادی که کسی ( حتی به بهانه ی دفاع از شما ) توی دهن من بزند ، ممنون و منت دارم .
مسابقات جام آزادگان - سال 1376
خوش شانسی آبی ها در لیگ بدون کولاک!

لیگ هفتم آزادگان از تیر ماه سال 76 آغاز شد اما به خاطر وقفههای زیاد مسابقات مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه، نحوه صعود ایران، اردوها و بازیهای تداركاتی و خود جام جهانی تا 13 ماه به طول انجامید و لیگی که سی هفته بیشتر نداشت 60 هفته به طول انجامید (میانگین هر 15 روز یک بازی!!!) تا لیگ هفتم یکی از طولانی ترین لیگ های تاریخ ایران لقب گیرد.
بازی ها تا پایان هفته نهم با بدون هیچ مشکلی جریان داشت و پرسپولیس که در سال های 74 و 75 قهرمان جام آزادگان شده بود و امسال در پی کسب سومین قهرمانی پیاپی خود در این رقابت ها بود در پایان نه بازی با شش برد،یك مساوی و دو باخت داشت در عین صدرنشینی لیگ كنار كشید...!!!!
پرسپولیسی ها در این سال با یک توفیق اجباری روبرو شده بودند.تیم ملی ایران که پس از 20 سال به جام جهانی صعود کرده بود،خود را برای حضور قدرتمندانه در بازی های فرانسه آماده میکرد.از آنجا که استخوانبندی اصلی تیم ملی ایران را بازیکنان پرسپولیس تشکیل میدادند ،ستاره های سرخپوش مجبور بودند بخاطر منافع تیم ملی قید حضور در تمرینات پرسپولیس را بزنند و از آنجا که ایویچ به اندازه دوجین بازی تداركاتی و اردو و سفر برای تیم ملی قبل از جام جهانی 98 گذاشته بود چارهای جز این باقی نمیگذاشت.به همین خاطر پرسپولیس و هوادارانش مجبور شدند خود را فدای تیم ملی کشورشان کنند.پس پرسپولیس طی توافقی با فداراسیون از لیگ كنار كشید.
استقلال که طی شش دوره گذشته جام آزادگان هیچگاه به مقام قهرمانی نرسیده بود در این دوره در میان تعجب همگان قهرمان شد.در سال 76 ابر و باد و مه و خورشید دست در دست هم داده بودند تا آبیها جام را بالا ببرند.برعکس بازیکنان پرسپولیسی که استخوان بندی اصلی تیم ملی را تشکیل میدادند از تیم قهرمان استقلال فقط دو بازیکن (منصوریان و پاشازاده) در تیم ملی حضور داشتند که واقها جای تعجب داشت تا جاییکه ناصر حجازی در یك بازی استقلال در شمال و از فرط ناراحتی گفت اگر من جای ایویچ بودم همین دو نفر را هم از استقلال به تیم ملی دعوت نمیكردم! واقعا شانس آوردیم كه پرسپولیس كنار كشید!.از طرفی تمرینات استقلال (برعکس پرسپولیس) با حضور تقریبا همه بازیکنان به شکل منظمی برگزار میشد و از آن جا که به علت اردوها و بازیهای پیاپی تیم ملی لیگ با تعطیلی های بسیاری مواجه میشد فرصت بیشتری برای تمرین کردن داشتند.و بزرگترین خوش شانسی آبی ها نیز کنار کشیدن انصراف پرسپولیس بود... .
پرسپولیس ها که دو جام پیاپی را در سالهای 74 و 75 بالا برده بودند خود را برای سومین قهرمانی پیاپی آماده میکردند و از آنجا که جام های هشتم و نهم آزادگان نیز به پرسپولیس رسد،اگر این قهرمانی هم از آن پرسپولیس شده بود،قرمز ها از این حیث صاحب یک رکورد جاودانه در فوتبال ایران،آسیا و حتی جهان میشدند.ولی حیف... .
به هر حال نباید منکر شایستگی های استقلال 76 نیز شویم.به این ترتیب بود که استقلال بدون رقیب و مزاحم خیلی راحت قهرمان مسابقات شد.
در تركیب استقلال قهرمان این دوره، پرویز برومند، حمید بابایی، احمد كعبیانپور،جواد زرینچه، محمد رضا مهرانپور، امین راستی، فرهاد مجیدی، علیرضا اكبرپور، محمد نوری، علیرضا منصوریان،ادمونداختر، محسن گروسی و... حضور داشتند و ناصر حجازی هم سرمربی استقلال بود.
تیمهای حاضر در لیگ هفتم عبارت بودند از:
پرسپولیس ، استقلال ، پاس ، ذوبآهن ، فجر شهید سپاسی ، شهرداری تبریز ، سپاهان ، سایپا ، پلی اكریل اصفهان ، تراكتورسازی ، فولاد خوزستان ، صنعت نفت ، بهمن ، استقلال اهواز ، برق شیراز ، پیام مقاومت مشهد.
بهترین بازیكنان حاضر در این دوره از مسابقات لیگ، علیرضا اكبرپور و جواد زرینچه از استقلال و سیروس دینمحمدی از شهرداری تبریز بودند.
دیدار خاطرهانگیز این دوره از رقابتها، دیدار فجر شهید سپاسی نوظهور و فولاد بود كه این دیدار را فجر شهید سپاسی با نتیجه باور نكردنی هفت بر صفر به سود خود خاتمه داد.
.
و اینک تو برخیز که کربلا در همسایگی ماست...
هل من ناصر ینصرنی ...

ضمن عرض سلام و وقت بخیر اینجانب نوبه خودم این ایام رو به همه کسانی که لحظه ای به فلسفه و هدف این نهضت اندیشیدند تسلیت می گم.
هر روز عاشورا و هر مکان کربلاست. چقدر به معنی این جمله فکر کردیم؟
آیا تا حالا فکر کردیم که امروز وظیفه ما در قبال این نهضت چیه؟
نحضتی که که صدای "هل من ناصر ینصرنی" حسین (ع) از فراز تاریخ مظلومیت شیعه در نوای طبلها و زنجیرها چنان شور و نشوری به پا میکند که میپنداری کربلایی دیگر در راه است.
در و دیوارهای سیاه پوش، دستههای عزاداری حسینی ، چای و شربت و آب ، علم و کتل و چلچراغ ، روضه و تعزیه و گریه،بوسه دستهای ارادت بر سینههای سوخته و سوگوار و گیسوی پریشان زنجیرها بر شانه.
محرم با تمام این نشانه ها، تبدار و خونین میآید و چون در هوای دلتنگ کوچه پس کوچههای گم شده شهر میپیچد ، هر دل کربلا میشود و هر خانه تل زینبیه، هر چشم یک فرات اشک و هر سینه یک دجله درد و خون.
ظهر عاشورا زمین زیر پای عزادارانی که با زنجیر بر سر و سینه میزنند و پا بر زمین میکوبند چنان میلرزد که گویی کربلا زیر پای شمشیرزنان و سم ستوران عرش خدا را به لرزه در آورده است. به هر سو که نگاه کنی خیمه های کربلا را خواهی دید.
خیمه سیدالشهدا «ع» ، خیمه عباس «ع» ، خیمه زهیر، حبیب بن مظاهر …
و چون گوش دل بسپاری با صدای نوحه و ضرباهنگ دستهایی که محکم روی سینه ها فرود میآیند ، پرتاب میشوی به وسعت بیکران دشتی سوگوار که در ترنم نوای حزین « یالتینی کنت معک» عاشورا را ایستگاه آغازین سفری میکنند به مقصد کربلا با دلی که در میان زخم فاصلهها جا مانده است.
نگو که دیر شده است. نگو که سرها بر نیزهها رفته و خیمهها به تاراج که کربلا هر عاشورا چشم بهراه است تا در بستر دلتنگ ترین لحظهها، تنگههای غبار آلود ذهنت را به بغض به اشک نشسته بشوید و بروبد و ترا در آزمون « انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم » به تماشای جغرافیای زیبایی ها ببرد که « ما رایت الا جمیلاً» و اگر زیبایی نبود پس چه بود در لبیک علی اصغر به نوای حزین «هل من ناصر ینصرنی » حسین «ع» و اگر زیبایی نبود پس چه بود در شک نکردن به منطق و ایمان حسین(ع) برای ایستادن ۷۲ نفر مقابل ۴ هزار نفر سپاه تا دندان مسلح ؟
چه بود جز زیبایی در مناجات شبانه عاشقانی که تصویر سر بریده خویش را بر نیزه ها و پیکر پاره پاره خود بر دشت دیدند. اما بیعت برداشته را نشکستند و با بهانه و بیبهانه میدان را خالی نگذاشتند. در پرونده چه داشتند که در دو راهی انتخاب پایشان نلغزید و در ظلمت شب گم نشدند؟
و اینک تو برخیز که کربلا در همسایگی ماست و مزار نخلهای بیسر است که معنای « انی اعلم ما لا تعلمون» را برای همیشه تاریخ تداعی میکنند. عاشورا را عرصه سکون و ماندن نیست. زمان رفتن است. اگر اسیر تردیدها نمانی و پای دلت نلنگد این التفات عاشقانه اشکها و بغضها تو را به قافله غریب سال شصت و یک هجری میرساند و در پروازی که حداقل بلندایش از خاک تا خداست تو را به تماشای واحه واحه عطش و عشق خواهد برد.
برخیز که هنوز مبارزه پایان نیافته که همیشه خط فاصلهای هست میان حق و باطل و مبارزهای هست میان رذایل و فضایل که « کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا» و عاشورا تنها دهم محرم نیست که مقدسترین لحظه تاریخ است. با آنکه کوتاهتر از آنیست که حقیقت عروج حسینی را بتوان در آن به تماشا نشست اما انتهای افق در غروب آسمان عاشورا کوچک نیست که طلوع اگر بزرگ باشد افق کوچک نمیشود.
از این پس زنی خطبههایش خواب سنگین کفتارها را از ارتفاع پستیها به عمق دره نیستی پرتاب خواهد کرد.
از این پس زنی عظمت ایستادگی و صبرش به وسعت تاریخ غرور ننگین و دروغین ستم را خواهد شکست.
زین پس سرهایی که بر نیزه بالا خواهد رفت هزار خورشید را به ضیافت نورانی ۷۲ ستاره دعوت خواهد کرد.
پس از این تمام گریه ها نذر غریبانه غروب و شام غریبان خیمه های سوخته خواهد بود. پس از این کبوتران خیس چشمان منتظر ، زائران ضریح سبزی خواهند بود که به هیئت گنجی جاودانه در فرا سوی دشتی ملتهب شرمندگی فرات را برای همیشه به نظاره خواهد نشست و از این پس در حصار لحظههایی خونآلود کاروانی همیشه غریب حکایتی همیشه خونین را از حنجرههایی پر از فریاد در نوایی که خواب سنگین شب پرستان را برای همیشه خواهد آشفت چنین روایت خواهد کرد:
ما گر ز سر بریده میترسیدیم در مجلس عاشقان نمیرقصیدیم...
قطره؛ دلش دریا می خواست
خیلی وقت بود كه به خدا خواسته اش رو گفته بود
هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!
قطره عبور كرد و گذشت
قطره پشت سر گذاشت
قطره ایستاد و منجمد شد
قطره روان شد و راه افتاد
قطره از دست داد و به آسمان رفت
و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت
تا روزی كه خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!
خدا قطره را به دریا رساند
قطره طعم دریا را چشید
طعم دریا شدن را
اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟
خدا گفت : هست!
قطره گفت : پس من آن را می خواهم
بزرگ ترین را، و بی نهایت را !
پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است!
و آدم عاشق بود، دنبال كلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد
اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت
آدم همه ی عشقش را درون یك قطره ریخت
قطره از قلب عاشق عبور كرد!
و وقتی كه قطره از چشم عاشق چكید. خدا گفت :
حالا تو بی نهایتی، زیرا كه عكس من در اشــك عــاشق است!
تقدیم به عاشقــان سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)
چند مطلب اخیر آرشیو شده
نگاهی کلی به تاریخچه لیگ فوتبال ایران...
هشتمین دوره مسابقات لیگ برتر - سال 1387
هفتمین دوره مسابقات لیگ برتر - سال 1386
ششمین دوره مسابقات لیگ برتر - سال 1385
پنجمین دوره مسابقات لیگ برتر - سال 1384
چهارمین دوره مسابقات لیگ برتر - سال 1383
سومین دوره مسابقات لیگ برتر - سال 1382
دومین دوره مسابقات لیگ برتر - سال 1381
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
لینک باکس - در حال آماده سازی
| Resolution: 1024 * 768 |
حقوق این سایت محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد .ا |